پاتوق محمدجون
از ورامین تا هلند / شیر مرغ تا جون آدمی زاد
قالب وبلاگ

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای



*
یک **خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود **. **
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید:
آیا وقت من تمام است؟
خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید .
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد
کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم .

فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!!
از اونجایی که او زمان بیشتری برای زندگی داشت از این رو او تصمیم گرفت
که بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت (زندگی) ببرد.
بعد از آخرین عملش او از بیمارستان مرخص شد
در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .
وقتی با خدا روبرو شد او پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه
فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
خدا جواب داد : اِاِاِا شماییییییید نشناختمتون !!! *

[ دوشنبه 11 بهمن ماه سال 1389 ] [ 5:00 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]
[ دوشنبه 11 بهمن ماه سال 1389 ] [ 4:53 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]
[ دوشنبه 11 بهمن ماه سال 1389 ] [ 4:50 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

دختر رئیس جمهور یمن پربازدیدترین عکس گوگل  

عکس بلقیس دختر علی عبدالله صالح رئیس جمهور مادام العمر یمن در روزهای اخیر در فضای مجازی انتشار گسترده ای یافته است. بررسی انجام شده حاکی از آن است که تصویر وی در سایت جستجوگر گوگل به عنوان پربیننده ترین عکس عربی شناخته شده است

 

 

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت 

http://www.irupload.ir/images/70665859846688926909.jpg

[ دوشنبه 11 بهمن ماه سال 1389 ] [ 4:49 PM ] [ محمد ] [ ]

 

 عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

http://www.irupload.ir/images/14311062748170641292.jpg

[ دوشنبه 11 بهمن ماه سال 1389 ] [ 4:47 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

[ دوشنبه 11 بهمن ماه سال 1389 ] [ 4:46 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]


عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

[ دوشنبه 11 بهمن ماه سال 1389 ] [ 4:45 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

3 زن انگلیسی ، فرانسوی و لر با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه تو خونه کار نکنن ، و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن.

زن فرانسوی گفت:

به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنا براین نه نظافت منزل ، نه آشپزی ، نه اوتو و خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم . خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم.

روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .

روز سوم اوضاع عوض شد ، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .

زن انگلیسی گفت:

من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار.

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم

لیست خریدو کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.

زن لره گفت :

من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم

روز اول چیزی ندیدم

روز دوم چیزی ندیدم

روز سوم چیزی ندیدم

شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چبم ببینم


--

شاد بودن تنها انتقامی­است که می­توان از زندگی گرفت

ارنستو چه­گوارا

 

[ یکشنبه 3 بهمن ماه سال 1389 ] [ 10:34 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

جاهای خالی رو با چه اعدادی باید پر کرد؟

10, 20, ....., 15, 1000, ......, 16

عجله نکنید!
کمی فکر کنید، سوال زیاد مشکلی نیست ولی اگر قادر به حل این سوال باشید نشان فعالیت خوب سمت راست مغز شماست.
برای دیدن جواب صحیح به پایین ایمیل مراجعه شود.

جواب تست هوش
.
.
.

.

.
.

.

.

.

.

.

.
.
10,20,3,15,1000,60,16
ده بیس سه پونزه هزار و شصت و شونزه

 


                                        ''~``
                                       ( o o )
+---------------------.oooO--(_)--Oooo.------------------+
|  wish best time for YOU.                                 

|  bye.                                                            

|                              .oooO                                      
|                                (   )   Oooo.                            
+-----------------------\ (----(   )-----------------------+
                                   \_)     ) /
                                           (_/


 

[ یکشنبه 3 بهمن ماه سال 1389 ] [ 10:31 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

کمر درد ناموسی 

. حتما بخون جالبه

. بیا تو ادامه مطلب

. بیا

.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 3 بهمن ماه سال 1389 ] [ 10:25 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]


عاشق خویش فراموش مکن
در روزنامهء" اقدام" چاپ تهران مسابقه ای تحت عنوان "هدیهء عاشق"به مسابقه گذارده می شود که دربارهء" گل فراموشم مکن" که یکی از قصه های اروپایی است می باشد.
خلاصه قصه چنین است: عاشق ومعشوقی در کنار رود دانوب مشغول تفریح و دلدادگی بودند که ناگهان معشوق، گلی را در رودخانه می بیند و با نگاهش می فهماند که چقدر مشتاق آن دسته گل است. عاشق بدون ملاحظه، خود رابه آب می اندازد و گل را به سوی معشوقش می اندازد و می گوید "فراموشم نکن" وخود به دیار نیستی می رود، از آن پس، آن گل را "گل فراموشم مکن"می نامند.
در این مسابقه بزرگانی مثل" رشید یاسمی "و "وحید دستگردی"شرکت می کنند ولی برنده مسابقه ایرج میرزا می شود که شعر زیر را می سراید:
عاشقی محنت بسیار کشید/تا لب دجله به معشوقه رسید
نشده از گل رویش سیراب/که فلک دسته گلی داد باب
نازنین چشم بشط دوخته بود/فارغ از عاشق دل سوخته بود
گفت وه وه چه گل رعنا ئیست/ لایق دست چو من زیبائیست
زین سخن عاشق معشوقه پرست/جست در آب چو ماهی از شست
خوانده بود این مثل آنمایهء ناز/ که نکویی کن و در آب انداز
باری آن عاشق بیچاره چو بط/ دل بدریا زد و افتاد بشط
دید آبیست فراوان ودرست/ بنشاط آمد ودست از جان شست
دست وپایی زد و گل را بربود/سوی دلدارش پر تاب نمود
گفت کای آفت جان سنبل تو / ما که رفتیم بگیر این گل تو
بکنش زیب سر ای دلبر من / یاد آبی که گذشت از سر من
جز برای دل من بوش مکن/ عاشق خویش فراموش مکن
خود ندانست مگر عاشق ما / که ز خوبان نتوان جست وفا
عاشقان را همه گر آب برد/ خوبرویان همه را خواب برد
[ یکشنبه 3 بهمن ماه سال 1389 ] [ 10:19 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]
 

واژه ای است که:

 

اصفهانی ها هنگام ورود مهمان ها...

اردبیلی ها برای بلند کردن اجسام سنگین...

شیرازیها موقع سر کار رفتن...

قزوینی ها موقع عبور از جلوی مدرسه پسرانه...

کاشانی ها در هنگام چاله های هوایی در هواپیما...

رشتیها هنگام باز کردن در کمد ....

و لرها از آن در پیچ ها به جای ترمز استفاده می کنند

[ یکشنبه 3 بهمن ماه سال 1389 ] [ 10:17 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]


آمریکا:
شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر میکند. احیاناً آن وسط مقادیری مشت و لگد توسط افسر پلیس دریافت میدارید. یک نفر از این صحنه فیلم میگیرید و در اینترنت پخش می کند. صحنه ضرب و شتم شما از 222 کانال خبری و سیاسی پخش می شود. پلیس رسوا می شود. پلیس از مردم آمریکا عذرخواهی می کند. پلیس 15 میلیون دلار به شما غرامت می دهد. شما نیز به خاطر جرمی که مرتکب شده اید مجازات می شوید.

ایتالیا:
شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند. شما به پلیس رشوه می دهید. شما آزاد می شوید!

فرانسه:
شما خلاف می کنید اما پلیس شما را دستگیر نمی کند چون فعلاً به خاطر حقوق پایینش در حال اعتصاب است.. .

انگلیس:
شما خلاف می کنید و پلیس یک مسلمان سیاه پوست عرب را به جای شما دستگیر می کند.

آلمان:
شما خلاف می کنید و سگ های پلیس ردتان را پیدا می کنند و شما را دستگیر می کنند.

سوئیس:
شما خلاف نمی کنید .پس نیازی به حضور پلیس نیست.


عراق:
شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند. در حین دستگیر شدن بمبی که در جورابتان جا سازی کرده اید منفجر می کنید و به همراه پلیس می ترکید!!

چین:
شما خلاف می کنید. شما اعدام می شوید!

امارات:
شما حال و حوصله خلاف ندارید و به جایش با همراهی پلیس ، از کشور های همجوار دختر وارد می کنید!


هندوستان:
شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند و شما عاشق دختر رییس پلیس می شوید و توسط اون دختر از زندان فرار می کنید و در حالیکه دو تایی آواز میخوانید و دور درخت می چرخید و روسری دورگردن معشوقه تان می پیچید و هی دستش را می گیرید و می کشید و ول میکنید به دوردست ها فرار می کنید.

هلند:
از آنجا که همه کار های خلاف در این کشور خلاف محسوب نمی شوند بنابراین شما خواهر و مادر مردم را هم که به یکدیگر پیوند بزنید باز هم خلاف محسوب نمی شود و پلیس دستگیرتان نمی کند!

روسیه:
شما خلاف می کنید اما قبل از آنکه توسط پلیس دستگیر شوید توسط گروه های رقیب کشته می شوید.

یه جای دور:
شما خلافی نمی کنید اما پلیس شما را دستگیر می کند. شما ناپدید می شوید. یک هفته می گذرد و خبری از شما نمیشود. دو هفته میگذرد و کسی خبری از شما ندارد. پلیس دستگیری شما را تکذیب می کند. اداره قضاوت نسبت به وجود شما ابراز بی اطلاعی می کند. بیمارستان ها و زندان ها و پزشکی قانونی هم از شما خبری ندارند. در پایان هفته سوم یک سایت محارب و معاند و فتنه گر و برانداز و اغتشاش گر و حرمت شکن مکان دقیق دستگیری ، همراه با فیلم ضرب و شتم تان را پخش می کند. پلیس از طریق 222 کانال خبری و سیاسی این اتفاق را تکذیب می کند و فیلمبردار این صحنه را تحت تعقیب قرار می دهد! شما هم بالاخره یه بلایی سرتان می آید. نگران نباشید...!



[ یکشنبه 3 بهمن ماه سال 1389 ] [ 10:15 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

Every man should get maed some time; after all, happiness is not
the only thing in life!!

هر مردی باید یکروزی ازدواج کنه،چون شادی تنها چیز زندگی نیست

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---
Bachelors should be heavily taxed. It is not fair that some men should
be happier than others.

--
Oscar Wilde
برای مجردها باید مالیات سنگینی مقرر شود،چون این انصاف نیست که بعضیها
شادتر از بقیه زندگی کنند

اسکاروایلد

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ----
Don't marry for money; you can borrow it cheaper.


--
Scottish Proverb

برای پول ازدواج نکنید ، میتونید اونرو با بهره کمتری قرض بگیرید

ضرب المثل اسکاتلندی

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ----
I don't worry about terrorism. I was married for two years.


--
Sam Kinison
من از تروریستها وحشتی ندارم ، من دوساله ازدواج کردم

سام کینیسون

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---
Men have a better time than women; for one thing,they marry later; for another thing, they die earlier.


--
H. L. Mencken
مردها فرصت بهتری در زندگی نسبت به زنان دارند،یکی بخاطر اینکه دیرتر
ازدواج میکنند و دوم اینکه زودتر میمیرند

اچ.ال.منکن

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---
When a newly married couple smiles, everyone knows why.When a ten-year married couple smiles, everyone wonders why.

وقتی که یک زوج تازه مزدوج لبخند میزنند،همه میدونند چرا

ولی وقتی یک زوج ده سال پس از ازدواج لبخند میزنند همه حیرانند چرا ؟

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---
Love is blind but marriage is an eye-opener.

عشق آدم را کور میکند ولی ازدواج چشمان انسان را باز میکند

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ----
When a man opens the door of his car for his wife,you can be sure of one thing:


either the car is new or the wife.

وقتی مردی درب خودرو را برای همسرش باز میکند ،

 شما میتوانید مطمئن باشید که یا ماشین جدید است یا همسرش

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---
I take my wife everywhere, but she keeps finding
her way back to home always.

من همسرم را خودم همه جا میبرم ، ولی اون همیشه راه برگشتن به خانه را پیدا میکند

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ----
I asked my wife, "Where do you want to go for our
anniversary? " She said,"Somewhere I have never been!" I told her,
"
How about the kitchen?"


من از همسرم پرسیدم که برای سالگرد ازدواجمان به کجا برویم؟  او گفت: به
جائی که تا حالا نرفتم.من گفتم: نظرت راجع به آشپزخانه چطوره؟!!!!! 0


------------ --------- --------- --------- --------- --------- ---------
We always hold hands. If I let go, she shops.

من همیشه دستان همسرم را در دستم میگیرم، چون اگه رهاش کنم اون میره خرید0

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- -
My wife was in beauty saloon for two hours.That was only for the estimate.


همسرم برای دوساعت در یک سالن آرایش و زیبائی بود

البته فقط برای ارزیابی و قیمت گرفتن


------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- -
She got a mudpack and looked great for two days. Then
the mud fell off.


همسرم یک ماسک تقویتی صورت خرید ،برای دوروز خیلی صورتش خوب شده بود ولی
بعدش ماسک افتاد !!!0

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---
She ran after the garbage truck, yelling, "Am I too
late for the garbage?"Following her down the street I yelled, "No, jump in."


همسرم دنبال ماشین زباله دوید و فریاد زد "آیا برای انداختن زباله دیر
کردم ؟ " 0من هم دنبالش به سمت خیابان دویدم و فریاد زدم " نه ، بپر توش
! " 0

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---
Badd Teddy recently explained to me why he refuses
to get to married.He says "the wedding rings look like minature
handcuffs... .."



باد تدی برای من شرح میداد که چرا از ازدواج کردن فراریست.میگفت: حلقه
ازدواج مثل یک دستبند مینیاتوریست00000

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---
If your dog is barking at the back door and your
wife yelling at the frontdoor, who do you let in first?The Dog of course... at least he'll shut up after u
let him in!


اگر سگتون پشت در عقبی پارس کنه و زنتون پشت درب جلوئی خانه صذا
بزند،اول درب را برای کدامشان باز میکنید؟

خوب معلومه سگه، چون حداقل اون وقتی اومد تو ساکت میشه !!!!0

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---
A man placed some flowers on the grave of his dearly
parted mother and started back toward his car when his attention was
diverted to another man kneeling at a grave. The man seemed to be
praying with profound intensity and kept repeating, 'Why did u have to
die? Why did you have to die?" The first man approached him and said, "Sir,I don't wish to interfere with your private grief, but this
demonstration of pain in is
more than I've ever seen before. For whom do you mourn so? Deeply? A
child? A parent?"The mourner took a moment to collect himself, then
replied "My wife's first husband."

مردی دسته گلی روی قبر مادر عزیز مرحومش گذاشت و داشت به سمت ماشینش
برمیگشت که توجهش به مردی جلب شد که بالای سر قبری زانو زده بود.بنظر
میرسید مرد با سوز و گداز فراوانی جمله ای را تکرار میکرد،"چرا باید از
دست میرفتی؟" ، " چرا باید از دست میرفتی؟"0

مرد اولی به سمتش رفت وگفت: امیدوارم مزاحم سوگواریتان نشده باشم اما در
این حد اظهار عجز و ناراحتی را تا بحال ندیده ام ، برای چه کسی
اینطورعمیق ابراز ناراحتی میکنید؟ فرزند؟والدین؟

مرد سوگوار چند لحظه ای طول کشید تا خودش را جمع و جور کند سپس پاسخ
داد:"شوهر اول همسرم ! " 0

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ----
A couple came upon a wishing well. The husband
leaned over, made a wish
and threw in a coin .The wife decided to make a wish, too. But she leaned
over too much, fell
into the well, and drowned. The husband was stunned
for a while but then
smiled "It really works!"

یک زوج بر سر یک چاه آرزو رفتند، مرد خم شد ، آرزوئی کرد و یک سکه به
داخل چاه انداخت.زن هم تصمیم گرفت آرزوئی کند ولی زیادی خم شد و ناگهان
به داخل چا ه پرت شد

مرد چند لحظه ای بهت زده شد بعد لبخندی زد و گفت: " این واقعا" درست کار
میکنه !!!!"0

 

[ یکشنبه 3 بهمن ماه سال 1389 ] [ 10:11 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

ضرب المثلهای ملل مختلف درباره ازدواج 

.


ادامه مطلب
[ شنبه 2 بهمن ماه سال 1389 ] [ 4:38 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

هرزه گی دو سو دارد

 

بودا به دهی سفر کرد . زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد . بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد . کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : «این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید » بودا به کدخدا گفت : « یکی از دستانت را به من بده» کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت . آنگاه بودا گفت : «حالا کف بزن» کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: « هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند»
 بودا لبخندی زد و پاسخ داد : «هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند . بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند .»

[ شنبه 2 بهمن ماه سال 1389 ] [ 4:28 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

روی لینک زیرکلیک کن و بعد اسم خودت رو به انگلیسی بنویس و روی کـَندو کلیک کن

    http://flashfunpages.com/bees2.swf  

[ جمعه 1 بهمن ماه سال 1389 ] [ 3:13 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

منحنی قلب من، تابع ابروی توست


خط مجانب بر آن، کمند گیسوی توست
حد رسیدن به تو، مبهم و بی انتهاست
  


بازه تعریف دل، در حرم کوی دوست

چون به عدد یک تویی من همه صفرها

 

آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست
پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو

 


گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست
بی تو وجودم بود یک سری واگرا


ناحیه همگراش دایره روی توست

(پروفسور هشترودی)

[ پنجشنبه 30 دی ماه سال 1389 ] [ 3:10 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

ده دلیلی‌ که خدا زن را آفرید.

۱۰- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود.

 ۹-خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی‌ کنترل تلویزیون رو بهش بده.

۸-خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره!

 ۷-خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی‌ دیگه نمیخره. ...

6- خدا میدونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره.

5- خدا می خواست آدم بارور و تکثیر شود ، اما خدا میدونست که آدم تحمل درد زایمان رو نداره.

4- خدا میدونست که مانند یک باغبون ، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز به کمک داره.

3- خدا میدونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره.

2- همونطور که در انجیل آمده است : برای یک مرد خوب نیست تنها بماند.

 و سرانجام دلیل شماره یک

1- خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم....؟

[ پنجشنبه 30 دی ماه سال 1389 ] [ 3:04 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

 

سفر بخیر

« ـ به کجا چنین شتابان؟»            گون از نسیم پرسید.

« ـ
دل من گرفته زینجا،            هوس سفر نداری
            ز غبار این بیابان؟»
            « ـ همه آرزویم، اما
            چه کنم که بسته پایم. . .»
« ـ به کجا چنین شتابان؟»

            « ـ
به هر آن کجا که باشد
            به جز این سرا، سرایم

            « ـ
سفرت به خیر اما، تو و دوستی، خدا را
            چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،
            به شکوفه‌ها، به باران،
            برسان سلامِ ما را

محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک)

از مجموعۀ «در کوچه‌باغهای نیشابور»


برگرفته از سایت پرند

[ پنجشنبه 30 دی ماه سال 1389 ] [ 2:59 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

<< 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آخرین مطالب
لوگوی وب

پاتوق محمدجون
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 85101

دریافت کد جملات شریعتی
بک لینک