پاتوق محمدجون
از ورامین تا هلند / شیر مرغ تا جون آدمی زاد
قالب وبلاگ

پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

http://www.blogoscoped.com/files/stripes.html 

  

روی لینک بالا کلیک کنید

و در تصویری که بازخواهد شد کرکره  سیاه رنگ را روی طرح،  آرام  به سمت چپ بکشیدو به

آفرینندگی آفریننده اش آفرین بگویید!

[ یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ] [ 8:45 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

  

 خاطره یک خانم از پخت غذای جیگر     

اولین باری که برای بچه ها خوراک جگر
 درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.
 غذا رو کشیدم و بچه ها و شوهرم را
 برای خوردن شام صدا زدم. پسر کوچکم
 غذا را بو کرد و اخم هایش رفت توی
 هم. دخترم هم با غذایش بازی بازی میکرد ولی حاضر نبود لب بزنه.

به بچه ها گفتم :  ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمزه است،
 یه کوچولو امتحان کنید...اصلا می دونید اسم این غذا چیه؟

 یه راهنمایی می کنم...باباتون گاهی منو به همین اسم صدا میزنه
 ناگهان چشمهای دخترم گشاد شد. به برادرش
 سقلمه زد و گفت نخور نخور! تاپاله است 

[ یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ] [ 8:28 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

 

 

 

یکی از بزرگترین فواید طرح تحول اقتصادی، تحولی است که در امور خیر انجام خواهد داد و به احتمال خیلی زیاد منجر به کاهش آمار طلاق در کشور می شود، همانطور که می دانید یکی از معضلات موجود در بحث ازدواج، گفتن دروغ در مراسم خواستگاری از زبان خانواده ی داماد یا عروس در مورد وضعیت اقتصادی شان می باشد،

اما با طرح خوشه بندی افراد جامعه دیگر هیچ کس نمی تواند در مراسم خواستگاری آمار و اطلاعات غلط به طرف مقابل بدهد، با توجه به دقیق بودن محاسبات مربوط به خوشه بندی و نرفتن مو لای درزش، پیشنهاد می شود از این پس در مراسم های خواستگاری خانواده ی داماد و عروس کد ملی شان را در میان دیدگان همه به 300000 پیامک کنند و اگر هر دو خانواده در یک خوشه بودند به این وصلت تن دهند.

البته پیش بینی می شود از این پس هنگامی که در خبابان های شهر قدم می زنیم مشاهده کنیم که یک عدد جوان ِکت و شلواری با لگد از یک خانه به بیرون پرت می شود و سپس یک دسته گل با سرش اصابت می کند و بعد صدای فریادی می آید که:
برو با هم خوشه ای ات وصلت کن! من دختر به خوشه یکی ها نمی دم!

به هر حال قدیمی ها یک چیزی می دانستند که گفته اند:
کارمند با کارمند، مدیر با مدیر!، کند هم خوشه با هم خوشه وصلت!!

همچنین پیش بینی می شود در آینده شاهد تهیه و اکران فیلمفارسی هایی بدین مضمون خواهیم شد که یک پسر خوشه اولی عاشق یک دختر خوشه سومی می شود و پدر دختر با ازدواج آنها مخالفت می کند و سپس آنها از خانه متواری می شوند و بعد در پنج دقیقه انتهایی فیلم یکهو و بدون هیچ دلیلی هر دوی آنها دچار تحولات درونی شده و متوجه می شوند که نباید از خانه فرار می کردند و ازدواج آنها کار درستی نیست، در نتیجه به خانه بر می گردند و از پدر و مادرشان می خواهند که آنان را ببخشند، سپس دختر با یک هم خوشه ای خود و پسر هم با یک هم خوشه ای خود ازدواج می کند تا علاوه بر تکمیل شدن پیام اخلاقی، فیلم انتهایی هپی همراه با آهنگ های دیمبَل دیمبُل(!) داشته باشد!

چند جمله بامزه هم راجع به خوشه از گوشه و کنار اینترنت

 

شرایط جدید برای داماد شدن: 
قرار گرفتن نام داماد در خوشه 1
 امکانات داماد در حد خوشه 3
وضعیت خانواده داماد حداقل در خوشه 2 !

 

از نصایح پدر به دختر:
دخترم آدم باید یکی رو برای ازدواج انتخاب کنه که اول تو خوشه خوبی قرار بگیره. اهل دود و دم نباشه. حالا نمازم خوند که چه بهتر!

 

آقا داماد چه کاره ن؟ توی اداره آمار زیرمیزی میگرن، خوشه جا به جا میکنن

 

+ دوست دخترم می‌شی ؟
 

- هم‌خوشه نیستیم !

 

متلک جدید >>>>>>>>>>>  خوشه تو بخورم

 

متلک روز>>>>>>>>>> خوشگله خوشه چندی ؟

 

فحش روز>>>>>>>>>> مرتیکه ی بی خوشه

[ یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ] [ 6:25 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

 

چند تا جک باحال

  

ترکه با تعجب پولکی میخورده.

ازش میپرسن چی شده؟ میگه اگه حرف بزنیم که میگید ترکا.... ولی خدائیش

تا حالا چیپس به این شیرینی نخورده بودم

----------------------------------------

گوسفنده با باباش دعواش میشه

میره سر خیابون میگه: دربست کشتارگاه0

---------------------------------------

تو سیب کدامین درخت پرتقالی

که هر دانه انارت به سرخی گیلاس

های درخت موز است،ای گلابی من! (شعر نو ترکی)

---------------------------------------

لره زن ژاپنی میگیره هر دقیقه

نگاش میکنه میگه:اگه خوابت میاد برو بخواب

--------------------------------------

یه ترکه و یه لره میرن مکه در

حال سنگ زدن به شیطان بودن که ترکه

به لره میگه سنگام تموم شده چیکار

کنم؟ لره میگه: کوتاه نیا فحش بده !

 

-----------------------------------

رشتی با زنش دعواش میشه، قهر

میکنه دست بچه هاشو میگیره که بره

زنش میگه با من دعوا داری بچه های مردمو کجا میبری!0

--------------------------------

به گزارش ایرنا:لری که به قصد

خودکش سرش را روی ریل گذاشته بود

پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت !

----------------------------------

پیام عاشقانه یک لر به دوست

دخترش: مهم نیست که قشنگ نیستی،

قشنگ اینه که مهم نیستی!0

----------------------------------

سه تا لر کارخانه سفیدآب

میزنن. برای فروش بیشتر وسطش مغز گردو میذارن0

---------------------------------

پیامک عاشقانه لرها: کاش مغز

داشتم تا مرگ مغزی شوم و قلبم را به تو اهدا کنم!

---------------------------------

در پی قطع برق در اردبیل جمعی

از هموطنانمان ساعتها روی پله برقی ماندند !

---------------------------------

به لره میگن کدوم حیوونیه که

همه رو برای نماز صبح بیدار میکنه؟ میگه: آقام!

--------------------------------------  

به ترکه خبر میدن که بابا شدی میگه

به زنم نگید میخوام غافلگیرش کنم

-----------------------------------

به ترکه میگن تابستون کجا میری ؟  میگه اگه امام رضا بطلبه میرم کیش

 

-------------------------------

به اصفهانیه میگن دو دوتا میگه : میخای بخری یا میخای بفروشی !

----------------------------

 

به لره میگن: نظرت راجعه به این 4 مورد چیه؟

1- شخصیت 2- شعور 3- فهم 4- عقل  لره یک کم فکر میکنه میگه :

> به  نظر من این همون چهار محال بختیاریه

------------------------------

از طرف می پرسن دانشگاه می ری؟

میگه: اگه بار بخوره همه جا می

ریم… دانشگاه، انقلاب، میدون آزادی

------------------------------

از بچه اصفهانیه می پرسن وقتی می

ری سر یخچال چی می خوری؟ می گه: کتک

--------------------------------

به ترکه میگن قبله کدوم طرفه؟

میگه: کجا بهت آدرس دادن!؟

---------------------------------

از ترکا می پرسن به مادر

امام زمان چی میگن؟ میگه: بستگی

داره اگه پایین شهری باشه ، ننه حجت. اگه وسط شهری باشه مامان مهدی.

اگه بالا شهری باشه خانم عسکری

---------------------------------

ترکه میگن ?? امام  ها رو

میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام

ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه

ببینمشون میشناسم!

--------------------------------

ترکه میره کولر بخره، یارو میگه

کولر آبی میخوای؟

میگه : فرقی نمیکنه، قرمز بده

-------------------------------

به یه ترکه می گن چرا درس می خونی ؟

می گه: برم دکتر بشم پول در بیارم

نیسان بخرم کار کنم

-----------------------------

[ یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ] [ 6:17 PM ] [ محمد ] [ نظرات (1) ]

 

 مرد باش نیم ، کیلو باش 

 

یه شب خانم خونه به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه! صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مونث) بمونه..... شوهر بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچکدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیکنن! یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مذکر) بمونه... خانم خونه بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه : ۱۵ تاشون تایید میکنن که آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تای دیگه حتی میگن که آقا هنوزم خونه اونا پیش اوناست !!! نتیجه اخلاقی: یادتون باشه که مردها دوستهای بهتری هستند

[ یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ] [ 6:14 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

 

آدمخوار برنامه نویس 

پنج آدمخوار به عنوان برنامه‌ نویس در یک شرکت خدمات کامپیوتری استخدام شدند. هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت: "شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می‌توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فکر کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید." آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاری نداشته باشند.
چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنها سر ‌زد و ‌گفت: "می دانم که شما خیلی سخت کار می‌کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می‌داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟" آدمخوارها اظهار بی‌اطلاعی ‌کردند.
بعد از اینکه رئیس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید: "کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟"
یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها ‌گفت: "ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه‌ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد!  از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می‌کنند نخورید
."

[ یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ] [ 5:59 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]
  

گفته‌های علی لاریجانی، مترجمین سازمان ملل و خوانندگان نشریات اروپایی را دچار سرگیجه مفرط تاریخی کرد!

 

علی لاریجانی گفت: «با نشان دادن لولوی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی‌شوند.»

طفلک این خبرنگارهای خارجی که باید این جمله را به زبون خودشون ترجمه کنن

!!!!!!!!!!

 

ترجمه نیوزویک:

علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه‌ها را می‌ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی‌کشند.

 

ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس:

علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی‌خوابند.

ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته:

علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه‌ای بترسند، این یک داستان ایرانی است.

[ یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ] [ 5:54 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

 

                                         فهمیدی یا دوباره توضیح بدم          

 

فهمیدی یا دوباره توضیح بدم 

  

اینم نهایت داوری 

 

 

نهایت داوری

[ یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ] [ 5:35 PM ] [ محمد ] [ نظرات (1) ]

                                      

                                   چنگیز خان و شاهینش 


یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

اما با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند..

بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه – معجزه! – رگه ی آبی دید که از روی سنگی جلویش جاری بود.

خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.

چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پرش کرد. اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت.

چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند.

این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت.

جریان آب خشک شده بود. چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن، یکی از سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود.

خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت. دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یکی از بال هایش حک کنند :

 

یک دوست ، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید ، هنوز دوست شماست

 

و بر بال دیگرش نوشتند :

 

هر عمل از روی خشم ، محکوم به شکست است

[ یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ] [ 5:27 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

مرد ویتنامی 5 سال در کنار جسد همسرش می خوابید !


ون مردی ویتنامی بود که همسرش را در سال 2003 از دست داد . زمانی که او را دفن کرد تصمیم گرفت تونلی را تا گور همسرش حفر کند به طوری که بتواند شبها در کنار او باشد ولی وقتی همسایه ها و مسئولین محلی متوجه شدند جلوی کار او را گرفتند . ون در نوامبر سال 2004 تصمیم گرفت که بقایای جسد همسرش را از گور در آورده و به خانه بیاورد . او این کار را انجام داد و باقیمانده جنازه همسرش را در کاغذ پیچید  و ماسکی نقاشی شده به شکل همسرش را روی صورت جنازه قرار داد و سالها با او زندگی کرد . پسر ون می گوید که او همیشه قبل از رفتن به رختخواب برای خواب مادرش را در آغوش مگیرد و سپس به تخت خود می رود.

ون به روزنامه محلی ویتنام گفت : همسایه ها هیچگاه به دیدن ما نمی آمدند ولی از زمانی که موضوع جسد همسرم کشف شد و در روزنامه ها نوشته شد هر روز میخواهند با ما دیداری داشته باشند. او افزود من ترسی از خوابیدن با همسرم ندارم , فقط جسم همسرم مرده ولی روحش هنوز با ماست .

[ یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ] [ 5:20 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا میکردن.

انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! مطمئنم که این دو نفرانگلیسیند!

فرانسویه میگه: اینا هم لختن، هم زیبا و هم رفتار عاشقانه ای دارند !!حتماً فرانسویند!

ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکرمیکنن تو بهشتن!!! صد در صد ایرانیند!

[ یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1388 ] [ 5:16 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

   روش های تربیتی والدین غربی و شرقی

 

 

یکی از مواردی که توجه من را خیلی جلب می‌کند تفاوت روشهای تربیتی والدین غربی و شرقی است. نتیجه مشاهداتم هم در یک جمله خلاصه می‌شود. "والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند." 

1- بعنوان مثال بچه غربی سرفه می‌کند. مادر یک دستمال درمی‌آورد و به بچه می‌دهد.

پبچه شرقی شدید سرفه می‌کند. مادر به او می‌گوید "نکن". بعد هم بچه را دعوا می‌کند. بچه حالا علاوه بر سرفه، زِر هم می‌زند. 

2- بچه غربی غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. پدر به او می‌گوید که راه خروج را بلد نیست و از بچه می‌خواهد خروجی را نشانش بدهد. بچه یورتمه کنان بطرف در می‌رود و خوشحال است. احساس می‌کند کار مهمی انجام می‌دهد.

بچه شرقی غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. او را بزور و کشان کشان بیرون می‌برند. بچه زِر می‌زند.بچه شرقی غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. قربان صدقه‌اش می‌روند و وعده شکلات و بستنی می‌دهند. بچه رشوه را قبول می‌کند. همچنان غر می‌زند و از مغازه خارج می‌شود. مشغول چانه‌زدن بر سر تعداد بستنی است.

3- بچه غربی در مدرسه دعوا کرده‌است. داستان را برای مادر تعریف می‌کند. مادر گوش می‌دهد، اما عکس‌العملی نشان نمی‌دهد.

بچه شرقی در مدرسه دعوا کرده‌است. داستان را برای مادر تعریف می‌کند. مادر درحالیکه سعی دارد باقیمانده غذا را از لای دندانش بیرون بکشد، گوش می‌دهد. به بچه می‌گوید: "اون فقیره. واسه همین بی‌تربیته. تو باهاش بازی نکن!" ( من غرق در منطق و فراست  این جورمادرها شده‌ام!!)

..... 4- بچه غربی بستنی می‌خورد. مادر به او دستمال می‌دهد تا دهانش را پاک کند.

 بچه شرقی بستنی می‌خورد. مادر دور دهانش را پاک می‌کندپ

.... 5- بچه شرقی زر می‌زند. مادر دعوایش می‌کند. پدر به مادر می‌توپد که بچه را دعوا نکن. بچه لگدی حواله پدر می‌کند. مادر می‌خندد. پدر بچه را دعوا می‌کند

بچه شرقی زر می‌زند. باز هم به او وعده و رشوه می‌دهند(بچه غربی کلاً زیاد زر نمی‌زند)

6- بچه غربی زمین خورده‌است. بلند می‌شود و به بازی ادامه می‌دهد.

بچه شرقی زمین خورده‌است. مادر توی سرش می‌زند و "یا امام رضا" می‌گوید. بچه را بلند می‌کند و مثل کیسه سیب‌زمینی می‌تکاند. بچه می‌ترسد و جیغ می‌کشد. مادر گونه می‌خراشد. هر دو مفصل هوار می‌کشند. بعد بچه می‌رود بازی کند. مادر آینه در‌می‌آورد تا آرایشش را کنترل کند.

7- در مطب دکتر حوصله بچه غربی سر رفته‌است. مادر از کیفش کاغذ و مداد‌رنگی بیرون می‌آورد. بچه مشغول می‌شود.

در مطب دکتر حوصله بچه شرقی سر رفته‌ است. مادر کاغذ و مداد رنگی ندارد. یک صورتحساب از کیفش درمی‌آورد. یک خودکار ته کیفش پیدا می‌کند. اول کلی "ها" می‌کند و نوک زبانش می‌زند تا بنویسد. بچه دو خط می‌کشد. رنگ ندارد و جذبش نمی‌کند. از جایش بکند می‌شود تا دور اتاق چرخی بزند. مادر مثل گرامافونی که سوزنش گیر کرده‌باشد لاینقطع می‌گوید "نرو، نکن، نگو، دست نزن، بیا، حرف نزن، آروم باش، ول کن، به پدرت میگم ...". اعصاب همه خرد شده‌است. دلت می‌خواهد بلند شوی و دودستی بکوبی توی سر مادر شرقی !!!

و این ماجرا ها تمام نشدنی استوووشاید بهتر باشه بازهم بگیم : والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند

[ جمعه 16 بهمن ماه سال 1388 ] [ 5:46 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

  

   سخن لیلی با مجنون 

گـلـه مـیـکـرد ز ِ مـجـنـون لـیـلـی
کـه شـده رابـطـه‌ مـان ایـمـیـلـی
حــیــف ازان رابـطـة انـسـانـی
کـه چـنین شـد کـه خـودت میدانی
عـشــق وقـتـی بـشـود دات‌کـامی
حـاصلـش نـیـسـت بـجـز نـاکـامـی
نـازنـیـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟
برده یا "دات‌کام" و"دات اُرگ" تورا؟
بــهــرت ایـمـیـل زدم پـیشـترک
جـای "سابجکت" نـوشـتم بـه درک
بـه درک گـر دل مـن غمگین است
بـه درک گـر غم مـن سنگین است
بـه درک رابـطـه گر خورده تَـرَک
قـطـع آنـهم بـه جـهـنـم، بـه درک!
آنـقـدر دلـخـور ازیـن ایـمـیـلـم
کـه بـه ایـن رابـطـه هـم بـی ‌مـیـلم
مـرگ لـیـلی، نِت و مِت را ول کن
هـمـه را جای "اوکِی"، "کنسِل" کن
OFF کـن کـامـپـیـوتـر را جـانـم
یـار مـن بـاش و بـبـیـن مـن ON ام
اگـرت حـرفـی و پـیـغـامـی هسـت
روی کـاغـذ بـنـویـس بــا دسـت
نــامـه یـک حـالـت دیـگـر دارد
خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـکـرر دارد
خسته ازFont و زِFormat شده‌ام
دلـخـور از گـردالـیِ @ شــده‌ام
کرد "ریـپـلای" بـه لـیـلـی مـجـنـون
که دلم هست ازین "سابجکت"خون
بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم کـرد
هرچه گفتی کـه بکن خـواهم کـرد
زودتـر پـیـش تـو خـواهـم آمـد
هی مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد
راسـت گـفتـی تـو عـزیـزم لـیـلـی
دیــگر از مــن نــرسـد ایـمـیـلی
نـامـه ‌ای پـسـت نـمـودم بـهـرت
بـه امـیـدی کـه سـرآیـد قـهـرت

[ جمعه 16 بهمن ماه سال 1388 ] [ 5:44 PM ] [ محمد ] [ نظرات (1) ]
 
                                              خدا   

ای خدا hard  دلم  فرمت  مکن                fild من  را  خالی از  برکت مکن
option  غم  را خدایا  ON  مکن                file اشکم را خدایا Run  مکن
Deltree کن شاخه های غصه را               سردی و افسرد‌‌گی را هر سه را
Jumper شادی بیا تا set کنیم                 سیستم اندوه را  Reset  کنیم
نام تو password درهای بهشت                ادرس email سایت سرنوشت
ای خدا روز ازل cad داشتی ؟                  Mouse بود مگر PAD  داشتی ؟
که‌   چنین   طرح  3D    میزدی                  طرح  خود  بر  روی  CD  میزدی
تا  نیفتد  BUG در   اندیشه مان                 تا که ویروسی نگردد ریشه مان
ای خدا از بهر  ما  ایمن  فرست                  بهر دلهای بر آتش  FAN  فرست
ای خدا حرف  دلم  با    کی زنم                 HELLP  می خواهم  که F1 میزنم

[ جمعه 16 بهمن ماه سال 1388 ] [ 5:40 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

 

30 واقعیت پنهان در مورد مردها  

 

1- چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟ چون آدم های بی خیال فقط می خندند

3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟ خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در کنار دریا می بینند شکم هایشان را تو می دهند

7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟ با استعداد

8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکری ندارند   2- کاری ندارند

11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد

13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

14- یک وضعیت غیر قابل کنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق

15- برای درست کردن پاپ کُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 میلیون تومانی بخرد و یک سیستم صوتی 4 میلیون تومانی بر روی آن نصب کند

18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم"

19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها           

20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند

22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک کسی صحبت نمی کند

25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند

26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم

27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صدای زیاد ایجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند

29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوی جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند

[ جمعه 16 بهمن ماه سال 1388 ] [ 5:37 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

قدر خود را بدانید!  

اگر همه جمعیت جهان 100 نفر باشد

با نسبت هایی که امروز وجود دارد خواهیم داشت:

57 نفر آسیایی ، 31 نفر اروپایی ، 8 نفر آفریقایی

و 6نفر امریکایی 

52 زن و 48 مرد

30 نفر سفید پوست اند و 70 نفر رنگین پوست

6 نفر 59% کل ثروت دنیا را دارند

80 نفر در فقر زندگی می کنند

50 نفر از سوء تغذیه خواهند مرد

70 نفر می توانند بخوانند

فقط 1 نفر تحصیلات عالی دارد

فقط 1 نفر کامپیوتر دارد

 اگر شما: 

اگر هرگز برده نبوده اید

اگر هنوز شکنجه و آزار نشده اید

بدانید از 5 میلیون نفر خوشبخت ترید!

اگر خوراکتان را در یخچال نگه می دارید

و پوشاکتان را در کمد

اگر سقفی بالای سرتان دارید

و جایی برای خواب

از 57% کل جمعیت جهان ثروتمندترید!

پس قدر خود را بدانید!

[ جمعه 16 بهمن ماه سال 1388 ] [ 5:36 PM ] [ محمد ] [ نظرات (3) ]

<< 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آخرین مطالب
لوگوی وب

پاتوق محمدجون
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 104613

دریافت کد جملات شریعتی
بک لینک