پاتوق محمدجون
از ورامین تا هلند / شیر مرغ تا جون آدمی زاد
قالب وبلاگ

پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

رعیت و عتیقه فروش !! ...  

 

عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد.
دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه در آن آب میخورد.
دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن می نهد.
لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟
رعیت گفت: ... چند می خری؟
گفت: یک درهم.
رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه فروش داد و گفت: خیرش را ببینی.
عتیقه فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه اش شود بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی.
رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته ام.
کاسه فروشی نیست.

[ جمعه 29 مرداد ماه سال 1389 ] [ 10:25 PM ] [ محمد ] [ نظرات (1) ]

ایرانیان هر گاه پُشتکار داشته اند شگفتی ها آفریده اند . « ارد بزرگ » 

 

 

فرق بین ایرانی ها و آمریکایی ها

داستان طنز زیبا که نشان از کمال هوشمندی و ابتکار و خلاقیت و نبوغ هموطنان ایرانی بخصوص در مورد استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی دارد،
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم .
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند . وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد . چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا !

 

 منبع : ایمیل

[ سه شنبه 26 مرداد ماه سال 1389 ] [ 10:25 PM ] [ محمد ] [ نظرات (1) ]


چرا مادرمان را دوست داریم؟ 


ادامه مطلب
[ شنبه 16 مرداد ماه سال 1389 ] [ 00:04 AM ] [ محمد ] [ نظرات (1) ]

حقه های عجیبی که آدم به بدنش میتونه بزنه؟!!!
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد ماه سال 1389 ] [ 11:29 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

  کیک تولد کامران جان 

کیک تولد کامران جان

 

 برای مشاهده تصویر بزرگتر  اینجا کلیک کنید  

[ چهارشنبه 13 مرداد ماه سال 1389 ] [ 11:16 PM ] [ محمد ] [ نظرات (5) ]


                                    چندتا جک باحال  

از غضنفر میپرسن: پارسال روز زن چه کادویی به زنت دادی؟

میگه: بردمش کیش. میگن: ای ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چیکار
میکنی؟ میگه: میرم میارمش

..................................................................................... 

دعای خالصانه یک کودک:خدایا، لطفا برای خانمهای فقیری که توی کامپیوتر بابام
هستند لباس بفرست

.....................................................................................
 
غضنفر رفت حج. اونجا نه نماز می خوند، نه طواف می کرد… ازش پرسیدن چرا؟ گفت: به ما گفتن همه چیز با کاروانه

.....................................................................................

  غضنفر از دوستش میپرسه عمیق ترین ، طولانی ترین و محکم ترین لبی که گرفتی کی بود؟ میگه یه دفعه لبم رفت تو لوله جارو برقی

  .................................................................................... 

به غضنفر میگن: اگه حالت تهوع, بهت دست بده چکار میکنی؟ میگه: منم بهش دست میدم  

......................................................................................
 
 به ترکه میگن: ناف تهران کجاست؟ میگه: یه کم بالاتر از برج میلاد

......................................................................................   

 غضنفر میره پیش دکتر و می گه: آقای دکتر به دادم برس! از صبح تا حالا کمرم راست نمی شه! دکتر با تعجب به سر تا پای غضنفر نگاه می کنه و می گه: علتش معلوم است! دکمه یقه پیراهنت را به دکمه شلوارت وصل کردی

....................................................................................... 

غضنفرپس از عید فطر به دنیا میاد اسمشو میزاره پسفطرت

.......................................................................................

 غضنفر ریش پروفسوری داشته میره پیش رفیقاش و بهشون میگه: هر سوالی دارین امر وز بپرسین فردا میخوام ریش هامو بزنم

.......................................................................................  

ترکه و لره شطرنج بازی میکنن آخرش شاه دق میکنه

.......................................................................................
 
شعارهای تبلیغاتی کاندیداهای مجلس در لرستان:
1-انتقال برج میلاد از تهران به لرستان
2-لوله کشی نوشابه به منازل
3-افزایش امامزاده های منطقه
4-طرح مسقف کردن کل شهر
5-احداث اتوبان خرم آباد - نیویورک

لرا زنگ میزنن قم که یک امام جمعه برامون بفرستید میگن امام جمعه قبلی مگه چشه؟

لرا:اونو کشتیم باهاش امام زاده ساختیم

.......................................................................................  

تو شهر لره برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. لره به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده  

....................................................................................... 

یه ماه بعد عاشورا صدای سینه زنی از تو شهر میومد بعد تحقیق معلوم شد عزاداران ترک تو بن بست گیر کردن

[ چهارشنبه 13 مرداد ماه سال 1389 ] [ 10:53 PM ] [ محمد ] [ نظرات (0) ]

  

 

 بدل طبیعی سیروس گرجستانی

 

آموزش رقص اصیل ایرانی 

 

 

[ چهارشنبه 13 مرداد ماه سال 1389 ] [ 10:39 PM ] [ محمد ] [ نظرات (1) ]

حدس بزنید این تصاویر مربوط به کجاست؟ 

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 12 مرداد ماه سال 1389 ] [ 1:15 PM ] [ محمد ] [ نظرات (1) ]

حتما شما هم با خواندن عنوان این مطلب تعجب کردید این طور نیست ؟؟؟ اما من به شما ثابت می کنم امکان این کار وجود دارد . حتما شما هم اطلاع دارید که ورود به پمپ بنزین ها همانند مکان های دیگر دارای شرایط و قوانینی است . بی شک اطلاع دارید که سیگار کشیدن و صحبت کردن با تلفن همراه در پمپ بنزین ممنوع می باشد ؟؟ ا

گرچه تعداد افرادی که این قوانین را رعایت می کنند خیلی زیاد نیست اما آیا تا به حال به این قوانین و علت منع آن ها اندیشیده اید ؟؟؟؟؟ خوب نکشیدن سیگار که کاملا واضح است که برای جلوگیری از ایجاد جرقه و خطر انفجار پمپ بنزین است اما آیا تا به حال با خود فکر کرده اید که چرا نباید در پمپ بنزین با تلفن همراه صحبت کنیم ؟؟؟؟؟ شاید باور نکنید اما صحبت کردن با تلفن همراه در پمپ بنزین دقیقا همانند همان سیگار و جرقه عمل می کند . حتما می پرسید چگونه ؟؟؟؟؟ ما این ادعا را با دلیل و آزمایش علمی به شما ثابت می کنیم . لطفا برای خواندن ادامه توضیحات به ادامه مطلب مراجعه فرمایید .

مواد لازم برای این آزمایش: ۱ عدد ماهیتابه، ۳ قطعه ی کوچک فلزی مثل شکل، ۱ورق فویل، ۱عدد موبایل، مقداری نفت یا بنزین

.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 12 مرداد ماه سال 1389 ] [ 12:54 PM ] [ محمد ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آخرین مطالب
لوگوی وب

پاتوق محمدجون
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 104574

دریافت کد جملات شریعتی
بک لینک